حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2664
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
سپاه اگر بخواهيم از سپاه پارتى با مدرك صحبت كنيم ، بايد به آنچه ، كه از تاريخ جنگهاى دولت پارت با روم در باب اوّل گفته شده ، رجوع كرده اطّلاعاتى را هم ، كه نويسندگان غربى بطور جسته و گريخته راجع بسپاه پارتى دادهاند ، در اينجا جمع و خلاصه كنيم . اوّلا اين سئوال پيش ميآيد ، كه دولت پارت سپاه دائمى داشته يا نه ؟ به اين سئوال بايد موافق نوشتههاى هروديان ( كتاب 3 ، بند 1 ) جواب داد ، كه نداشته . در اين دوره از سپاه دائمى دورهء هخامنشى هم ، كه عدّهاش بده هزار نفر جاويدان ميرسيد و ذكرش در صفحه 1480 اين تأليف گذشت ، خبرى نيست . سپاه پارتى در وقت جنگ جمعآورى ميشد و حال قشون چريك را داشت . معلوم است ، كه ساخلو پاىتخت و اقامتگاههاى سلطنتى و قلاعى ، كه اهميّت نظامى داشت و دربندها از اين قاعده مستثنى بودند و دائما مستحفظينى داشتند . سپاه چريك پارتى از دو نوع افراد تشكيل ميشد : سوار و پياده ، به پيادهنظام اهميّت نميدادند و ديده نميشود ، كه اين نوع افراد ، در جنگى كارى كرده باشند . اينها در قشون براى خدمت داخل ميشدند و در پس صفوف جنگ بحفظ و حراست محلّها و خدمات افراد سوارهنظام و غيره به كار ميرفتند و عدّهشان هم خيلى كمتر از عدّهء سوارها بود ، اما سوارهنظام اهميّت داشت و بايد گفت ، كه سپاه بمعنى واقعى از اين قسمت تشكيل ميشد . سوارهنظام را هم بايد به دو قسمت تقسيم كرد : سنگين اسلحه و سبك اسلحه . اوّلى براى جنگ تنبتن با دشمن تدارك شده بود و اسلحه تعرّضى و دفاعى داشت . اسلحهء دفاعى عبارت بود اوّلا : از زرهى بلند ، كه به زانو ميرسيد . اين زره را از پوست شتر ساخته به آن قطعاتى از آهن يا پولاد ميدوختند ، ثانيا كلاهخودى از آهن يا پولاد بر سر ميگذاشتند و يك شلوار چرمى گشاد هم ، كه تا قوزك پا ميرسيد و گاهى پائينتر هم ميآمد ، ميپوشيدند . اين لباس جنگ براى حفظ بدن از ضربتهاى دشمن بود . از نوشتههاى پلوتارك راجع بجنگ پارتيها با كراسّوس ديده مىشود ، كه وقتى كه ، اشعهء آفتاب به اين قطعات